ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم. شکوفه آذر |  روز گودال

« بادبادک باز» تنها یک رمان نیست!

« بادبادک باز» تنها یک رمان نیست!

مقدمه: باید اعتراف کنم که تابحال رغبت چندانی به خواندن رمان نداشته و ندارم اما بادبادک باز را باید مطالعه می کردم چراکه توانسته بود علاقه بسیاری از خوانندگان حرفه ای رمان را به خود جذب کند.به نظر من هر ملتی به تراژدی هایی بامضمون رستم و سهراب نیازدارد بویژه کشور هایی که با تعدد اقوام ،مذاهب یا زبان ها برخوردارندو احتمال وجود تنش های حاصل از برخورد آنها در حال یا آینده بالاست.این رمان نیز با کمی اغماض داستان رستم و سهراب است چرا که نبرد دوطرف خودی و غیر خودی است که نمی دانند دراصل یک تن هستند ودیگری ساخته ذهنیت هدایت شده آنهاست.داستان امیر و حسن یا داستان پشتون و هزاره داستان رستم و سهراب اما بازبانی به روز ودر قالبی جدید البته پس از تاخیری صدها ساله است. خلاصه ای از داستان بادبادک باز اولین رمان نویسنده افغان خالد حسینی است که جایزه کتاب سال نیویورک در 2003 برای وی به ارمغان آورده است.

قهرمان داستان کودکی افغان بنام امیر از قوم پشتون واز طبقه مرفه قبل از ظهور طالبان است که با حسن کودک نوکر خانه زاد پدرش که شیعه واز قومیت هزاره است قد کشیده اند. دوستی عمیق وکودکانه امیر گاهی آلوده به خودخواهی ناشی قوم مرکز بینی است،هرچه باشد حسن شیعه وهزاره ای است ودوستی با اوبرای امیرتمسخر همسن و سال های پشتونش را به همراه دارد.اما شخصیت مقابل قهرمان داستان یعنی حسن کودکی است که فرودستی خود را قبول کرده اما محبتش به امیر و تعصب و یاری اش نسبت به او خالصانه است و این محبت ووفاداری در جریان درگیری برای پس گرفتن بادبادک امیر از چنگ پسران شرور همسایه شان با فداکاری پسرک هزاره ای و خیانت پسرک پشتون و نهایتا آزار جنسی هزاره ای توسط پسرک شر دورگه همسایه به اوج خود میرسد.این پشت کردن امیر به دوست تمام عیار خود گناه نابخشودنی است که در سراسر داستان و گذشت سالیان و حتی دور شدن و هجرت ناخواسته از افغانستان گلوی امیر را فشار می دهد

. مسئله بزرگ امیر پس از سالها اقامت در آمریکا اورا وامی دارد تا امنیت و آرامش و خانواده را رها کند به به قلب آتش و خون ، به سرزمین ویران شده ورعب آور تحت تسلط طالبان جهت نجات فرزند حسن که ازقضا در بحبوحه بحران این کشور به خاطر حراست از عمارت اربابش کشته شده برگردد و قصور بزرگ خود را برای همیشه با نجات فرزند حسن جبران کند. نسبت بادبادک باز و انسان شناسی مردم نگاری روشن وروان نویسنده از فضای اجتماعی وفرهنگی افغانستان دوره ظاهر شاه ، تعجب خوانندگانی را که عادت به تصویر عقب افتاده وبه شدت سنتی از افغانستان دارند رادر پی دارد، هرچند توصیف وی طبقه مرفه و مالکان را شامل می شود.توصیف زنده و گرم نویسنده ازسرگرمی ها و عشق کودکان افغان به مسابقات بادبادک بازی ،گذری اجمالی بر ترانه ها و خوانندگان افغان،تماشای میمون ها در بازارو غیره،درکنار این ها صحبت از کودک آزاری وشیوه های غیر متعارف طالبان برای سرگرم شدن، پرداختن به برخوردهای غیر انسانی افراطیان مذهبی به اسم دین با کم ترین آزادی های مدنی وگذاری برآداب و رسوم ازدواج ازقسمت های اصلی و مورد علاقه نویسنده است. در میانه داستان قهرمان داستان بواسطه دوست قدیمی پدرش با این حقیقت باورنکردنی مواجه می شود وآن اینست که حسن پسرنا مشروع پدرش بوده واینکه جان خود و همسرش رابرسر دفاع از امارت پدرش در برابرزیاده خواهی طالبان گذاشته است وبدتر از آن اینکه برادرزاده ای یتیم دارد که در کوران دهشتناک حوادث ودر ناامن ترین نقطه زمین آواره و به امداد عمویش نیازمند است. نویسنده با طرح مسائلی عجیب مانندآکاهی به هویت واقعی حسن (نسبت هم خونی ولو نامشروع ) وآگاهی از هویت سرکرده گروه طالبان در کابل( پسرک فاشیست دورگه افغانی ،آلمانی همسایه) ، خواننده و قهرمان داستان رابه شدت غافلگیر می کند.در حقیقت حسن که برای امیر یک هزاره ای شیعه و غیر خودی بود اکنون خودی است هرچند غیر مشروع اما به هرحال ازفرزند پدرش است پس غیر خودی نیست و برعکس سرکرده طالبان اگرچه در ظاهر افغانی و پشتون است اما هم به لحاظ زیستی، ذهنی و اعتقادی غیر خودی است.

به نظر نگارنده،نویسنده رمان می خواهد بواسطه نوعی سمبولسم برای هم میهنانش که درگیر جنگ قومی ، مذهبی هستند و به نوعی به پاکسازی قومی ، مذهبی می اندیشند پیام مهمی بفرستد.در واقع در این داستان نسبتا بلند، پدر امیر که همیشه برای وی قابل تحسین و مباهات بوده سمبل سرزمین افغانستان ویا عقلانیت و حسن مظهراقلیت های انسانی و مذهبی مظلوم این کشور است که به بهانه نوع مذهب یا قومیت مورد بی مهری وآسیب قرار گرفته اند. تلاش نویسنده اینست که آگاهی کاذب فاشیستی اقوام را نسبت به خود وتحقیر دیگر اقوام را با نوعی از آگاهی مبتنی برانسان گرایی و نوع دوستی جایگزین سازدوبه عبارتی بهتر جهان بینی جدیدی را مبتنی بر درهم تنیدگی خودی و غیر خودی عرضه کند .سعی داستان اینست که به افغان ها بیاموزد که حق خون یا حق برادری (خواسته و ناخواسته ) بسیار پیچیده تر از آن تصوری است که آنها از خودودیگری دارند. اما موضوع محوری این رمان بی گمان «گناه» است،به جرات می توان گفت نه تنها موضوع اصلی این مردم بلکه مسئله محوری و تراژیک مردمان(درگیر جنگ های قومی ،مذهبی) منطقه از مسلمانان سوریه و عراق تا بوداییان میانمارمسئله ی بزرگی بنام گناه است.گناه بهانه کشتار و قتل عام وتجاوز و آواره ساختن اقلیت ها در این کشورهاست وگناهکار بودن مجوز تمامی این اعمال غیر انسانی است. این مسئله با تیز بینی رمان نویس در قالب سخن پدرامیر درمورد ماهیت گناه به نوعی بازتعریف از گناه می انجامد که به بهترین و تکان دهنده ترین عبارت کتاب وشاه کلیدی تبدیل می شودکه مارا در یافتن منظور نویسنده از نگارش هزاران کلمه و جمله یاری می کند.این نوع تعریف از گناه هم واجد غنای فکری وهم ادبی نویسنده است که با تمام کتاب برابری می کند.بنابراین به خاطرآسیب نرساندن به روح کلام آنرابا جابجایی اندک به عنوان حسن ختام می آورم

 

. « بابا گفت : فقط یک گناه وجوددارد ، فقط یکی و آنهم دزدی است، هرگناه دیگری صورت دیگری از دزدی است.حرفم را می فهمی؟بابا گفت : وقتی مردی را بکشی ،زندگی راازاودزدیده ای، حق زنش رااز داشتن شوهردزدیده ای،همین طور حق بچه هایش را از داشتن پدر.وقتی دروغ بگویی ،حق طرف رااز دانستن راست دزدیده ای، وقتی کسی را فریب بدهی ، حق را از انصاف دزدیده ای،می فهمی؟»


بادبادک باز

بادبادک باز

خرید
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: مهدی غبرایی
این کتاب را ببینید

خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌ باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان، شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثر برانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ...

بادبادک‌باز

بادبادک‌باز

خرید
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: زیبا گنجی، پریسا سلیمان‌ زاده
این کتاب را ببینید

بادبادک‌باز نخستین اثر منتشر شده خالد حسینی رمانی به زبان انگلیسی است. این رمان نخستین اثر یک نویسنده افغانستانی به زبان انگلیسی محسوب می‌شود. در سال 2007 فیلمی بر اساس این کتاب ساخته شد. داستان از زبان امیر روایت می‌شود، امیر یک نویسنده افغانستانی از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه، راهی افغانستان می‌شود، افغانستانی ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر