ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

نه به دست‌هایت می‌نگرم، نه به شمشیر. فقط نگاه می‌کُنم به چشم‌هایت. نه برای آن‌که چشم‌ها می‌گویند شمشیر به کجا فرود خواهد آمد.(...) به چشم‌هایت نگاه می‌کُنم تا ببینم مهر دارند یا کین... چشم‌ها دروغ نمی‌گویند. محمد چرمشیر |  روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

می‌دانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همه‌ی زندگی را، از دست می‌دادم، باور کن که هم‌آغوشی را ادامه نمی‌دادم و پَسَت می‌زدم. باشد که از من دلگیر می‌شدی و هیچ‌وقت نمی‌توانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست می‌زدم.

(آغوش، ادامه، باور، توضیح، تولد، دست، دلگیر، رفتار، زندگی، همه، هیچ)


سعید منافی

سعید منافی

1358
خوی

  عوارض انقلاب و جنگ در دهه58،  سرنوشت این دهه را رقم می‌زد و متولد این سال بودن برایم یعنی 99 درصد تلاش برای بستر سازی و یک درصد برای حرکت. در خانواده‌ای فرهنگی تربیت شدم. همیشه کتاب بود و کاغذ. شهرستان خوی، شهر فوق‌العاده‌ای بود برای بزرگ شدن و آموختن. سوم ابتدایی شروع تجربه‌های جدید بود. ثبت‌نام در کانون پرورش ...

پیر مرگ

پیر مرگ

خرید
نویسنده: سعید منافی
این کتاب را ببینید

طبیعت چه لذتی از داشتن ما می‌بَرد وقتی سراپا آشفته‌ایم؟ بزرگی هستی در برابر تجربه‌های تلخ ما چه حقیر و بی‌چیز جلوه می‌کرد. همه‌ی هستی به آسانی محو می‌شد و چیزی جز دغدغه‌ی ما جاودانه به نظر نمی‌رسید. چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید. با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به صفحه فیس‌بوک این ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر