ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترین‌ها اهل توکل‌اند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمی‌کند. گلی ترقی |  جایی دیگر

تمام راه‌ها را به رویم بسته‌اند | از مژه‌هایت بالا آمده‌ام | چشم هایت را نبند.

(بالا، بسته، راه، مژه، چشم)


روجا چمنکار

روجا چمنکار

۱۳۶۰
برازجان

روجا چمنکار، شاعر، در سال ۱۳۶۰ در شهر برازجان استان بوشهر به دنیا می‌آید. اولین شعرش در سن ده سالگی در روزنامه خبر شیراز به چاپ می‌رساند. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته سینما دردانشگاه هنر تهران آغاز می‌کند، در دوره کار‌شناسی ارشد به تحصیل در رشته ادبیات نمایشی در‌‌ همان دانشگاه می‌پردازد و سپس به فرانسه ...

مردن به زبان مادری

مردن به زبان مادری

خرید
نویسنده: روجا چمنکار
این کتاب را ببینید

آب گل‌آلود بود و | دود بود و | هرچه قطعه‌ها را کنار هم می‌چیدیم | مخروبه بزرگ‌تر می‌شد و |‌ خاک تر می‌شد و | لای لای لای |‌ که تمام سیاهی‌ها از تو دور شوند چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید. با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این نویسنده بزنید.

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر