ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ماریا که‌ رفت، راه‌ افتادم دنبال عقده‌هایم و کارهای به‌ قول او الکی. تا وقتی که‌ بود اجازه‌ نمی‌داد، اصلاً نمی‌شد. روزهای اول به‌ پاساژها و خیابان‌ها می‌رفتم. خسته‌ که‌ می‌شدم به‌ کافی‌شاپ، یا کافی‌نت. اوایل با چهل و هشت سال سن و با این قیافه‌ی جامانده‌ در بیست سال قبل، کمی عجیب بود. بعد به‌ خودم گفتم دنیا خیلی چیزهای عجیب‌تر به‌ من نشان داده‌ است. بگذار من هم یک چیز عجیب نشانش بدهم، در ضمن همه‌ به‌ همه‌ چیز عادت می‌کنند مثل من که‌ به‌ ماریا عادت کرده‌ بودم. رضا علی پور |  شهر بزرگ ابر بزرگ نمی خواهد

باد تکان می‌دهد بال‌های سیاه، روی سنجاق سینه‌ام/ نفسم می‌گیرد. «بال زدنت از من نگیر.»

(باد، بال، تکان، سنجاق، سینه، نفس)


شیوا شکوری

شیوا شکوری

1343
تهران، ایران

شیوا شکوری سال ۱۳۴۳ در تهران متولد شده ولی از کودکی در شاهرود زندگی کرده است. او در ایران کتابدار بود و از سال ۲۰۰۱ میلادی در بریتانیا به سر می‌برد. هم‌اکنون در رشته درمان‌های تکمیلی مشغول به کار است. از او تا به حال سه مجموعه شعربه نام‌های «سه چشم فردا، چشمان مست روی قلمدان ، نه» منتشر شده است.

نه

نه

خرید
نویسنده: شیوا شکوری
این کتاب را ببینید

سر می‌خورم به سطح آب | زن خدا لای سرب‌های سیال | ذخیره می‌کنم نور و هوا ، فرو می‌روم نیزه‌های شفاف | می‌شویدام نور و آب، تیرگی و زن خدا  چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید. با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به صفحه فیسبوک این کتاب بزنید.    

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر