ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  وقتی می‌بینم دیگر کسی انتظار مرا نمی‌کشد، وقتی نیاز کسی را به خودم، نه به همسر بودنم، نه به مادر بودنم، نمی‌بینم، یکهو انگار در برابر چشم‌های گشاد خودم و دیگران گم می‌شوم. درست مثل روزهای کودکی که هر بعداز ظهر، میان کاه‌های زیرشیروانی انبار گم می‌شدم و هیچ کس، هیچ کس، دنبالم نمی‌گشت. شکوفه آذر |  روز گودال

ارُهان ولی: سری احساس می‌كنم توی سرم، | معده‌ای توی معده‌ام، | پايی احساس می‌كنم تو پاهام، | نمی‌دونی توی چه ازدحامی‌ام.

(احساس، ازدحام، سر، معده، پا)


دریای بسته

دریای بسته

خرید
نویسنده: گروهی
مترجم: مهدی فرج پور
این کتاب را ببینید

این کتاب مجموعه‌ای از اشعارِ شعرای معاصر ترکیه است. ما واژه‌ی «برگردان» را به معنای تصويری برابر با اصل درك مي كنيم. چيزی شبيه عكس برگردان‌هايی كه در كودكی روی دفترچه‌های مشق می‌چسبانديم. اما «ترجمه» همواره «برگردان» نیست و قرار نيست هميشه تصوير ظاهری و بيرونی واژه مستقيما به زبان ديگر ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر