ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

«آ» را که می‌کشیدم کلاهش را سرش نمی‌کردم، هر چند که گاهی احتمال می‌رفت سرما بخورد، با این حال دلم نمی‌خواست سرش کلاه بگذارم. علی عبدالرضایی |  بدکاری

دوستت دارم، خواهر من، برای آنچه تو بودی و من نبودم... و همیشه خشمی با دلم بود، خواهر من، برای آن مرد که از من ربودی. و همه‌ی فرصت زنی چون من را گرفتی که رها کنم خودم را از این "سمنگان دژ"... دوستت دارم، خواهر من، و بیزارم از تو، برای آن‌چه تو بودی و من نبودم.

(بودن، بیزار، خشم، خواهر، دل، دوست‌داشتن، رها، زن، فرصت، مرد، نبودن)


محمد چرمشیر

محمد چرمشیر

۱۳۳۹
تهران

محمد چرمشیر، نمایشنامه‌‍‌نویس، در سال 1339 در شهر تهران متولد شد. پس از سپری کردن تحصیلات متوسطه در سال 1358، در رشته ادبیات نمایشنامه‌نویسی در دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد، دورانی که به دلیل بسته شدن دانشگاه‌ها در انقلاب فرهنگی به درازا انجامید. او پس از فراغت از تحصیل( 1366)، وارد حرفه‌ی معلمی شد و از همان سال‌ها ...

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

خرید
نویسنده: محمد چرمشیر
این کتاب را ببینید

رستم به همراه رخش، هماره در میدان جنگ... ضجه و شیهه و فریاد... شتک خون و خاک و بخار...به "سمنگان دژ" می­‌رسند : شهر زنانِ بی­‌مرد، دژی با آیینِ مردکُشی !... در قلعه‌­ای که زنانش در زیر زره و خنجر و خفتان، زنانگی از یاد برده­‌اند رستم دل به تهمینه می­‌بندد، و فراموش می­‌کند رنگ خون و صدای ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر