ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

دود سیگار را با بازدمی از بینی بیرون دادم و او را از پشت لفاف این مه نگاه کردم. بی‌حالت و مصمم نشسته‌ بود، نمای تمام عیار درخت خشکی که نوازش هیچ بادی را حس نمی‌کند. ترانه برومند |  سحر تصویر

من فکر می‌کنم که امید هم یه روزی می‌میره، تا حالا به مردنش فکر نکردم، حالا که لُخته، حالا که این شکلی مثل یک مجسمه‌ی خوش‌تراش جلوی آینه‌ی میزتوالت من ایستاده و نوشیدنی‌ها رو با هم قاطی می‌کنه، چرا به مُردنش فکر می‌کنم؟

(امید، توالت، شکل، فکر، قاطی، لُخت، مجسمه، مردن، میز، نوشیدنی)


ماریا تبریزپور

ماریا تبریزپور

1357
بندر انزلی

  پس از پایان دانشگاه در رشته مهندسی صنایع چوب و کاغذ ، در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار شدم و کارم نوشتن سناریو برای آگهی‌های تبلیغاتی بود . سپس  توسط همین شرکت، سناریو نویسی را آغاز کردم. اولین کار تلویزیونی‌ام، سریال پاورچین بود و سریال‌های طنز دیگر. اولین کتابم قلع و قم شده،  به اسم " یک کفش راحتی..."  در ...

خانه اجاره ای

خانه اجاره ای

خرید
نویسنده: ماریا تبریزپور
این کتاب را ببینید

ما دوریم و روز‌به‌روز بیشتر عاشق همدیگر می‌شیم، ما می‌خوایم عاشق بمونیم و همچنان از هم دوری می‌کنیم و فقط سایه‌های همدیگر را تعقیب می‌کنیم و هیچ‌وقت هم به ‌روی ‌هم نمی‌یاریم. . ولی وقتی بعد از یک مدتی می‌خوایم همدیگر را ببینیم دلمون می‌شه قدر یه گنجشک، یه کبوتر. پرپر می‌زنیم واسه ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر