ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من آن پنج دقیقه‌ام. من آن پنج دقیقه‌ی لعنتی‌ام که قرار است بیشتر بخوابیم اما بیشتر می‌خوابیم و از قطار می‌مانیم. قطار؟ قطار را گفتم تا با قرار قافیه باشد لابد. وگرنه سرکش‌تر از این حرف‌هاست نرفتنم به انتظار آنچه مهم است. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه.

(اتفاق، ترسیدن، دوش، فرتوت، مردن، وقت، پیر، کشتن)


ماریا تبریزپور

ماریا تبریزپور

1357
بندر انزلی

  پس از پایان دانشگاه در رشته مهندسی صنایع چوب و کاغذ ، در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار شدم و کارم نوشتن سناریو برای آگهی‌های تبلیغاتی بود . سپس  توسط همین شرکت، سناریو نویسی را آغاز کردم. اولین کار تلویزیونی‌ام، سریال پاورچین بود و سریال‌های طنز دیگر. اولین کتابم قلع و قم شده،  به اسم " یک کفش راحتی..."  در ...

خانه اجاره ای

خانه اجاره ای

خرید
نویسنده: ماریا تبریزپور
این کتاب را ببینید

ما دوریم و روز‌به‌روز بیشتر عاشق همدیگر می‌شیم، ما می‌خوایم عاشق بمونیم و همچنان از هم دوری می‌کنیم و فقط سایه‌های همدیگر را تعقیب می‌کنیم و هیچ‌وقت هم به ‌روی ‌هم نمی‌یاریم. . ولی وقتی بعد از یک مدتی می‌خوایم همدیگر را ببینیم دلمون می‌شه قدر یه گنجشک، یه کبوتر. پرپر می‌زنیم واسه ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر