ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من پیراهنی دارم که هر چه آن را از تنم بیرون می‏آورم، باز هم بر تنم می‏ماند. رفیع جنید |  هــــــا

فردا قرار بود که همه‌ی اتفاق‌ها دوباره تکرار شوند؛ با تمام جزئيات. کارگردان بر جزئيات و درد عروسک نقش اول اصرار داشت. تا آخر نمايش، حتی اسمش را هم به تماشاچی نمی‌گفت. ديگر نمی‌توانستم به اين شغل ادامه دهم. عذاب دادن يک مشت عروسک بيچاره که هيچ اراده‌ای از خودشان نداشتند.

(آخر، اتفاق، اراده، اسم، اصرار، اول، تماشاچی، تمام، تکرار، جزئیات، خود، دوباره، شغل، عذاب، عروسک، فردا، قرار، نتوانستن، نمایش، کارگردان)


زاوش باجیان

زاوش باجیان

1 فروردین 1358
آبادان، ایران

زاوش باجیان متولد 1358، شهرستان آبادان است. یک سال و نیم بیشتر نداشت، که جنگ آغاز شد. پس از ماه‌ها سرگردانی در شهرهای خوزستان، خانواده‌ی او بالاخره تصمیم به مهاجرت، به شهرستان اراک می‌گیرند. پس از گذراندن دوران ابتدایی در اراک و پایان جنگ، به همراه خانواده، به اهواز می‌روند و پس از سه سال سکونت در اهواز، به آبادان ...

خاکسترستان

خاکسترستان

خرید
نویسنده: زاوش باجیان
این کتاب را ببینید

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد .لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم. چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید. با کلیک کردن روی این قسمت سری هم به ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر