ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بهش اعتنا نکرده بودم، انگار به خودم گفته باشم «باید همه‌چیز را از دست داد.» بالاخره که آدم از دست می‌ده. هرچه زودتر بده و کمتر عادت کنه، براش راحت‌تره. من از اولش هم می‌دونستم از دستش می‌دم.  |  

مادرم گفت: «بعداً دوستش خواهی داشت. دوستی قبل از ازدواج سم است و عشق و عاشقی همه‌اش حرف.» پدرم گفت: «مرد زندگی است. قدر زن و بچه را می‌داند.»

(ازدواج، بچه، حرف، دوست، زن، زندگی، عشق، مادر، مرد)


چه کنم چه کنم ها

چه کنم چه کنم ها

خرید
نویسنده: فریبا شهلایی
این کتاب را ببینید

قبل از سوار شدن به اتوبوس صورتش را با چادر خوب پوشاند، مبادا آشنایی، کسی او را ببیند. در حالی‌که اطرافش را به خوبی می‌پایید سوار شد. در طول راه امیدوارانه از پنجره به بیرون نگاه می‌کرد. از تصور این‌که پسرش را بعد از چند مدت می‌دید، چشم‌هایش می‌درخشیدند. از مناظر بیرون لذت می‌برد. هیچ‌گاه تنها از شهری به شهر ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر