ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

حالا دیگر هیچ پناهگاهی نداشتیم. | پَرسه می‌‌زدیم و | می‌سوزاندیم، | راه می‌‌گشودیم، | شکوفه‌هایِ خال‌دار می‌‌دادیم، | جایی که نمی‌بایست شکُفت... | و هماغوشی می‌‌کردیم، |جایی که نمی‌بایست لذّت بُرد...   مرجان کاظمی |  دندان هایت را به من قرض بده

گاه باید خود را گم کرد | چون نجابت | که در کوچه پس کوچه‌های این شهر دست‌به‌دست می‌گردد.

(دست، شهر، نجابت، کوچه، گاهی، گم)


رضا صالحی مهربان

رضا صالحی مهربان

11 آذر 1363
تهران، ایران

رضا صالحی مهربان: اینکه آدمی بیوگرافی‌ای هر چند کوچک از خودش بگوید کار دشواری‌ست با این حال متولد ۱۱ آذر ماه ۱۳۶۳‌زاده در بیمارستان مردم شهر تهران هستم، درست زمانیکه تاس تنهایی روی تخته‌ی زندگی کور کور نشست، من هم از زهدان لامکان پا به عرصه‌ای گداشتم که از ابتدایش هیچ‌چیزش با هیچ‌چیز دیگرش جور در نمی‌آمد. دوران ...

باد با لباس آبی

باد با لباس آبی

خرید
نویسنده: رضا صالحی مهربان
این کتاب را ببینید

در این جا باید با چشمانی از آهن زیست با دستانی از ورقه‌ی فولاد در این جا باید اذان را به صدای آهن خواند تا مؤذنِ سوره‌ی اقاقی‌ها                         پرده درِ این پرده باشد. چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر