ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

«آ» را که می‌کشیدم کلاهش را سرش نمی‌کردم، هر چند که گاهی احتمال می‌رفت سرما بخورد، با این حال دلم نمی‌خواست سرش کلاه بگذارم. علی عبدالرضایی |  بدکاری

ما امروزِ خود را به دیروزِ هیچ‌کس نمی‌سنجیم | که در امروزِ ما | مرگ به بهانه، انگشت در هر زخم فرو می‌بَرد | و دشمن به سلام | ناگفته‌های پاسخ را ریشخند می‌کند. ما از این راه نمی‌رویم | راهِ ما آن دور باشد که باد با لباسی آبی می‌رقصد | و عروسِ شابلوط‌ها به شادی‌اش بوسه‌ای می‌دهد.

(امروز، انگشت، باد، بوسه، دشمن، دیروز، راه، رقص، زخم، سلام، شادی، عروس، مرگ، ناگفته)


رضا صالحی مهربان

رضا صالحی مهربان

11 آذر 1363
تهران، ایران

رضا صالحی مهربان: اینکه آدمی بیوگرافی‌ای هر چند کوچک از خودش بگوید کار دشواری‌ست با این حال متولد ۱۱ آذر ماه ۱۳۶۳‌زاده در بیمارستان مردم شهر تهران هستم، درست زمانیکه تاس تنهایی روی تخته‌ی زندگی کور کور نشست، من هم از زهدان لامکان پا به عرصه‌ای گداشتم که از ابتدایش هیچ‌چیزش با هیچ‌چیز دیگرش جور در نمی‌آمد. دوران ...

باد با لباس آبی

باد با لباس آبی

خرید
نویسنده: رضا صالحی مهربان
این کتاب را ببینید

در این جا باید با چشمانی از آهن زیست با دستانی از ورقه‌ی فولاد در این جا باید اذان را به صدای آهن خواند تا مؤذنِ سوره‌ی اقاقی‌ها                         پرده درِ این پرده باشد. چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر