ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هر چیز با‌ارزش‌شده به دست ما آدم‌ها، روزی ارزش خود را از دست خواهد داد. نه همه‌ی آن‌ها، همه‌ی چیزهایی که پشتشان اشک، چشمه بود. سعید منافی |  پیر مرگ

گندم

او را "نیلوفر" نامیده بود و خود را بوته‌ای پنداشته بود از خار یا گندم . چه بسیار دیده بود "نیلوفر"هایی را که به ساقه‌ای پیچ خورده و آن را "عاشقانه" در آغوش همه‌ی خود گرفته بودند...


دیگران شاید چشم و موی قهوه‌ای و رنگ گندمی را نشانه‌ی غریبه‌گی‌اش بدانند. خودش هم گاهی همین فکر را می‌کند. با این همه اگر دیگران ندانند، خودش خوب می‌داند که جای دیگر و وقت دیگر هم خودی نبوده. شاید هیچ‌وقت، نه که فقط با دیگران، که با خودِ خودش هم خودی نبوده.