ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

نمی‌دانم خدا وقتی قصد کرد بنده‌هایش را برای حمالی خلق کند، به این فکر کرد که هر کدام به چه دردی می‌خورند، یا نه او هم مثل من غروب جمعه‌ای دلش گرفت و حوصله‌اش از خودش سر رفت و گفت: «حالا خلق می‌کنم، بعد خودش یه پخی می‌شه!» ماریا تبریزپور |  اصلا مهم نیست

گلو

  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم.