ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

رنجاندن انسان دیگر وقتی که بدانی او را رنجانده‌ای احساس خوبی برای نوشتن می‌دهد. مجرمی و شعرت دفاع توست یا بهتر اعتراف تو. محمد نوروزی |  سوسک ها

گشودن

حالا دیگر هیچ پناهگاهی نداشتیم. | پَرسه می‌‌زدیم و | می‌سوزاندیم، | راه می‌‌گشودیم، | شکوفه‌هایِ خال‌دار می‌‌دادیم، | جایی که نمی‌بایست شکُفت... | و هماغوشی می‌‌کردیم، |جایی که نمی‌بایست لذّت بُرد...