ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

خواب پروانه‌ای بر لب‌های تفنگ، روایت مبارزه زنانگی و زیبایی‌ست با زمختی جنگ. روایت زندگی زن پرستاری‌ست که در نقش یک زن فعال سیاسی و اجتماعی می‌کوشد با تلخی و صعوبت جنگ و خاطره جنگ مبارزه کند و از خاکستر آتش خمپاره‌ها، عشق، زیبایی و زندگی را از نو ببیند و برویاند. این داستان روایتی از زندگی آدم‌های سرگردان و نومید و مستاصلی‌ست که در دهه شصت می‌زیسته‌اند. در میانه جنگ پیر شده‌اند و با پایان جنگ در جستجوی هویت خویش سرگشته‌اند... نسیم خلیلی |  خواب پروانه ای بر لب های تفنگ

کشتن

راستش، اگر زنده‌ام هنوز، اگر گه‌گاه به نظر می‌رسد که حتا پُرم از جنبشِ حيات، فقط و فقط مال بی‌جربزه‌گی‌ست. می‌دانم کسی که تا اين سن خودش را نکشته بعد از اين هم نخواهد کشت. به همین قناعت خواهد کرد که، برای بقاء، به طور روزمره نابود کند خود را: با افراط در سيگار؛ با بی‌نظمی در خواب و خوراک؛ با هر چيز که بکشد اما در درازای ايام؛ در مرگ بی‌صدا.  


وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه.