ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.» رضا علی پور |  شهر بزرگ ابر بزرگ نمی خواهد

کابوس

مادر در جملات پدر، زنی می‌نماید که باید با یکی از اشیای کابوس‌های پدر درهم آمیزد و پدر، صدای ناله‌ی شهوانی‌اش را بشنود. برای همین چیزهاست که پدر، مرا حاصل تجاوز آن کلمه‌ی مشئوم به مادر می‌داند.