ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

مادرم گفت: «بعداً دوستش خواهی داشت. دوستی قبل از ازدواج سم است و عشق و عاشقی همه‌اش حرف.» پدرم گفت: «مرد زندگی است. قدر زن و بچه را می‌داند.» فریبا شهلایی |  چه کنم چه کنم ها

چشم

نه به دست‌هایت می‌نگرم، نه به شمشیر. فقط نگاه می‌کُنم به چشم‌هایت. نه برای آن‌که چشم‌ها می‌گویند شمشیر به کجا فرود خواهد آمد.(...) به چشم‌هایت نگاه می‌کُنم تا ببینم مهر دارند یا کین... چشم‌ها دروغ نمی‌گویند.


همه چیز آرام است. هیچ جنبنده‌یی به چشم نمی خورد. هیچ کسی برای پرسش نیست. جهان در حال تغذیه است. باد به سختی برگ ها را تکان می دهد و پرندگان از خواندن خسته‌اند.


می‌دونی؟ اگه تو بعد از یه سال، دو سال، یا حتی بعد از سه سال می‌اومدی، یه چیزی. آدم می‌تونس قبول کنه. تا دو سه سالشو آدم می‌تونه بفهمه و یه جوری سر و ته قضیه رو هم بیاره. ولی وقتی این‌همه سال اومده و گذشته و رفته، وقتی این‌همه سال فاصله افتاده، دیگه چه دلیلی داره که یه روز چشم باز کنم و ببینم تو جلوم نشسته‌ی؟