ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

گوش‌هایم نمی‌شنود. چشم‌هایم نمی‌بیند و در کاسه‌ی سرم سکوت خشک برهوتی‌ست که باد گه‌گاه غبار آن را پراکنده می‌کند. رضا قاسمی |  معمای ماهیار معمار

پا

    به گمانم زمان جسمیتی دارد که همچنانکه ما از روی زمین خدا می‌گذریم جای پایمان را می‌گذاریم، حتماً زمان هم پا‌های غیرقابل تصوری دارد که وقتی بر تنمان می‌گذرد رد پایش می‌ماند


راستی که زن هم جانور عجیبی است!‌‌ همان دم که چشم به تو دارد، می‌تواند دل به دیگری داشته باشد.‌‌ همان دم که دل پیش تو دارد، می‌تواند چشمش جای دیگری چارچار بزند. دست در دست تو دارد اما می‌تواند زبانش را به دلخوشی دیگری بجنباند. زبانش روح تو را قلقلک می‌دهد اما می‌تواند با نوک انگشتش کف پای دیگری را قلقلک بدهد.