ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

خودم را گذاشتم جای مادرتان که خیلی سال پیش‌ها روی این صندلی می‌نشسته و به پدرم فکر می‌کرده. به صدایش، به طرز راه رفتنش. به این که عاشق شده و نمی‌داند با خانه زندگیش چه کند. من هم جای مادرتان بودم برمی‌گشتم تهران تا دیگر نبینمش. رامین پروین |  یکی از زیر، دو تا از رو

نوشیدن

خوب نگاه كردم چه‏‌جورى قهوه‏‌ش رو مى‏‌خوره. جرعه‏‌هاش رو آروم بالا مى‌‏كشيد، با سماجت، مثل يه حيوونى كه طعمه‏‌ش رو با ولع مى‏‌خوره‏ و بعدش خونش رو با وجد مى‏‌نوشه.