ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

صدای شکستن... می‌شکند اَنار...می‌جهد خون اَنار...حبّه‌های سرخ می‌چرخند در هوا... می‌نشینند حبّه‌ها... می‌نشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّه‌ها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش می‌کند روشنایی شمع‌ها... محمد چرمشیر |  روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

میل

من اگر ميلم را، اگر ميلى در کار باشد، برايتان بيان كنم، آن میل چهره‏‌تان را مى‏‌سوزاند، دستانتان را با فريادى‏ پس خواهيد كشيد، و در تاريكى، همچون سگى‏ كه چنان با شتاب مى‏‌گريزد كه دُمش حتى پيدا نيست، فرار خواهيد كرد