ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

پاسداری به او شلیک می‌کند | می‌افتد | موبایلش را در می‌آورد | از قاتلش عکس می‌گیرد | بعد می‌میرد علی عبدالرضایی |  زخم باز

میز

من فکر می‌کنم که امید هم یه روزی می‌میره، تا حالا به مردنش فکر نکردم، حالا که لُخته، حالا که این شکلی مثل یک مجسمه‌ی خوش‌تراش جلوی آینه‌ی میزتوالت من ایستاده و نوشیدنی‌ها رو با هم قاطی می‌کنه، چرا به مُردنش فکر می‌کنم؟