ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هرچی مى‌گفتم، برا خودم مى‌گفتم. سکوت تهمینه زبون منو به كار انداخته بود. حتى فكراى خودم رو به زبون مى‌آوردم. حرف که نمى‌زدم، سكوت تهمینه سنگین‌تر می‌شد. مهری یلفانی |  سکوت تهمینه

مقصد

اسم خیابان‌ها و شماره‌ی بزرگراه‌ها را نمی‌خواهم که بدانم. بدانم چه می‌شود که حالا که نمی‌دانم نمی‌شود! گم نمی‌شوم؟ به مقصد نمی‌رسم؟ حالا که مثل همه‌ی غروب‌های دیگری که نه سرد‌ است و نه برف است و نه باد و باران، روی صندلیِ جنبانِ پایه‌لقی، جایی، نشسته‌ام و بساطم هم کنار دستم فراهم است.