ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ارُهان ولی: سری احساس می‌كنم توی سرم، | معده‌ای توی معده‌ام، | پايی احساس می‌كنم تو پاهام، | نمی‌دونی توی چه ازدحامی‌ام. مهدی فرج پور |  دریای بسته

ماندن

صدای شکستن... می‌شکند اَنار...می‌جهد خون اَنار...حبّه‌های سرخ می‌چرخند در هوا... می‌نشینند حبّه‌ها... می‌نشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّه‌ها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش می‌کند روشنایی شمع‌ها...