ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

قبول

می‌دونی؟ اگه تو بعد از یه سال، دو سال، یا حتی بعد از سه سال می‌اومدی، یه چیزی. آدم می‌تونس قبول کنه. تا دو سه سالشو آدم می‌تونه بفهمه و یه جوری سر و ته قضیه رو هم بیاره. ولی وقتی این‌همه سال اومده و گذشته و رفته، وقتی این‌همه سال فاصله افتاده، دیگه چه دلیلی داره که یه روز چشم باز کنم و ببینم تو جلوم نشسته‌ی؟