ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.» رضا علی پور |  شهر بزرگ ابر بزرگ نمی خواهد

فرصت

دوستت دارم، خواهر من، برای آنچه تو بودی و من نبودم... و همیشه خشمی با دلم بود، خواهر من، برای آن مرد که از من ربودی. و همه‌ی فرصت زنی چون من را گرفتی که رها کنم خودم را از این "سمنگان دژ"... دوستت دارم، خواهر من، و بیزارم از تو، برای آن‌چه تو بودی و من نبودم.


تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا می‌کرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحه‌ای همه‌ی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی.  


روحیه‌ی صوفی‌گرایی توأم با انفعال و ناامیدی، بی‌اعتمادی شدید به یکدیگر و به خصوص به قدرت‌های خارجی، مخفی‌کاری و گرایش به فرصت‌طلبی تا حد زیادی نتیجه‌ی حمله‌ی مغول است که نسل به نسل تا امروز منتقل شده است.