ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آه‏های من اول فقط تا مویِ سرم بالا می‏رفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور می‏کردم و می‏دیدم که دوباره با بادها می‏رفت. رفیع جنید |  هــــــا

صورت

گایتری اعتراف می‌کنم که من شکل تو را از اسمت به وام گرفته‌ام. و نقابی با شکل تو بر خود گذاشته‌ام. بی ‌آن‌که تو را بشناسم. فقط اسمت را می‌شنیدم که در گوش‌هایم تکرار می‌شد که می‌گفت گایتری... گایتری و اسم‌ها هم که همیشه صورت صاحبان‌شان را تکرار می‌کنند.