ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زندگی | دل‌خوشیِ ساده‌لوحانه‌ای‌ست | لبخندی‌ست | از سرِ رضایت و تسلیم | که بر چهره‌ام نمی‌نشیند شبنم آذر |  خونماهی

شکلات

با خودم فکر می‌کنم تا قبل از مردن او، زندگی‌ام چطوری بود که الان این طوری خلوت شده و عاجزم که صبح و شب رو به هم وصل کنم؟ از دست دادن. تمام شدن. مثل بچگی‌هاش، شکلاتش رو که می‌خورد، دور لبش رو لیس می‌زد، انگشت‌هاش رو لیس می‌زد و بعد می‌گفت: «مامان، شکلات شیری‌ام تموم شد.» با حیرت از تموم شدن نمی‌گفت، براش کاملاً یک امر طبیعی بود.