ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

گاهی آب از سرم می‏گذرد. خاموش می‏نشینم، به اطرافم می‏نگرم و آبی را که مدت‏هاست از سر گذرانده‏ام دوباره از سر می‏گذرانم رفیع جنید |  هــــــا

شوهر

راستش، اون چيزى كه من رو از گرفتن اين نامه و دادنش به تو منصرف كرد، اين بود كه فکر كردم من‏ مى‌‏تونم كاملاً با تو بیگانه باشم. اون چيزى كه البته اين مرتيكه‏‌ها نمى‌‏دونستن، و به‏ هیچ عنوان هم نمى‌‏تونستن بدونن، اينه كه من شوهر تو هستم.


  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم.