ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

نمی‌دانم خدا وقتی قصد کرد بنده‌هایش را برای حمالی خلق کند، به این فکر کرد که هر کدام به چه دردی می‌خورند، یا نه او هم مثل من غروب جمعه‌ای دلش گرفت و حوصله‌اش از خودش سر رفت و گفت: «حالا خلق می‌کنم، بعد خودش یه پخی می‌شه!» ماریا تبریزپور |  اصلا مهم نیست

شبیه

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم.