ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ببينين چه‏‌جورى دارين به من نگاه مى‏‌كنين. من ديگه‏ نمى‌‏تونم صبر كنم، من ويرانم، من لت و پارم، شما من رو کور مى‏‌كنين، شما يه الماسين، الماس منين... هارولد پینتر |  خیانت

سفید

دیشب خواب‌های عجیبی دیدم. توی اتاقی که دیوار نداشت محبوس بودم. جرات نمی‌کردم تکون بخورم. وایساده بودم. سیاهی محاصره‌ام کرده بود. پشت سرم یه تخت بود که یه ملافه‌ی سفید پوشونده بودش. روی تخت یه بال کبوتر بود. همون وقت اون اومد.


من بايد مى‌‏اومدم توى شما، شما و لباس سفيدتون، قبل از مراسم. بايد شما رو آلوده مى‏‌كردم، قبل از مراسم. بايد شما رو آلوده مى‏‌كردم، توى همون لباس‏ سفيدتون، شما رو توى لباس عروسى‏تون آلوده‏ مى‏‌كردم...