ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بعد از پیدا نکردنِ دستشویی، گیج‌کننده‌ترین کار، فهماندن مفهوم اختیار بود به دختری که همیشه‌ی خدا یا پریود بود یا با دستبندِ صدفی‌اش وَر می‌رفت. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

سرد

اسم خیابان‌ها و شماره‌ی بزرگراه‌ها را نمی‌خواهم که بدانم. بدانم چه می‌شود که حالا که نمی‌دانم نمی‌شود! گم نمی‌شوم؟ به مقصد نمی‌رسم؟ حالا که مثل همه‌ی غروب‌های دیگری که نه سرد‌ است و نه برف است و نه باد و باران، روی صندلیِ جنبانِ پایه‌لقی، جایی، نشسته‌ام و بساطم هم کنار دستم فراهم است.