ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  آنها از وطن می‌گویند اما نمی‌گویند کجاست. وطن آنجاست که آزاد باشی، من که هیچ جا نیستم بی‌وطنم!   علی عبدالرضایی |  بدکاری

ساعت

يه بارمن هیچوقت هیچ ماجراى‏ عاشقانه‏‌اى با مشترى‏‌هاش نداره. براى همین پشت بار هستند، براى اينكه بتونيم باهاشون‏ ساعت‏‌ها حرف بزنيم بدون اينكه اتفاقى بيفته.


برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.»