ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

صدای شکستن... می‌شکند اَنار...می‌جهد خون اَنار...حبّه‌های سرخ می‌چرخند در هوا... می‌نشینند حبّه‌ها... می‌نشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّه‌ها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش می‌کند روشنایی شمع‌ها... محمد چرمشیر |  روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

زیبا

هيچكسى براى زندگيش خواب‏‌هاى خوب نديده‏ بود. هيچكسى روى گهواره‏‌ش خم نشده بود تا براش پیروزی و درخشش و عشق‏‌هاى زیبا آرزو كنه. ديوانه‏‌ها هميشه بچه‏‌هايى هستن كه‏ هيچكسى براشون خواب خوب نديده.


خواب پروانه‌ای بر لب‌های تفنگ، روایت مبارزه زنانگی و زیبایی‌ست با زمختی جنگ. روایت زندگی زن پرستاری‌ست که در نقش یک زن فعال سیاسی و اجتماعی می‌کوشد با تلخی و صعوبت جنگ و خاطره جنگ مبارزه کند و از خاکستر آتش خمپاره‌ها، عشق، زیبایی و زندگی را از نو ببیند و برویاند. این داستان روایتی از زندگی آدم‌های سرگردان و نومید و مستاصلی‌ست که در دهه شصت می‌زیسته‌اند. در میانه جنگ پیر شده‌اند و با پایان جنگ در جستجوی هویت خویش سرگشته‌اند...