ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

بچه که بودم، فقط یک داستان بود که هر شب برایم تعریف می‌کرد؛ داستان بچه‌ای که حرف مادرش را گوش نمی‌کرد و خدا مادرش را با خودش می‌برد. ماریا تبریزپور |  اصلا مهم نیست

ریشه

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد. لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم.