ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

هرچی مى‌گفتم، برا خودم مى‌گفتم. سکوت تهمینه زبون منو به كار انداخته بود. حتى فكراى خودم رو به زبون مى‌آوردم. حرف که نمى‌زدم، سكوت تهمینه سنگین‌تر می‌شد. مهری یلفانی |  سکوت تهمینه

دیگه

آدم دلش می‌خواد آماسِ دست‌هاشو بترکونه تا صدا بده، اما صدا نمی‌ده. دست‌هاش رو همیشه مخفی می‌کنه و به هیچ‌کس نشون نمی‌ده، مثل لبخندهاش، دندون‌هایش، مثل دلش، مثل خیلی جاهای دیگه‌اش.