ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد. سبحان گنجی |  فیس‌بوک

خیلی

بهتره همه‏‌مون با هم حافظه‏‌هامون رو پاک كنيم. بهتره همين‏‌جا جلوى تماشاچى‏‌ها اين کار رو بكنيم. خيلى مهمه كه آدم حافظه‏‌ش رو با نظم و بدون امید از دست بده...


تا پيش از کشف عدد صفر، بشر گمان می‌کرد که عدد يک ابتدای هر چيز است. قرن‌ها طول کشيد تا بفهمد که صفر هم ابتدای چيزی نيست و هميشه همه‌چيز خيلی پيش‌تر از آن شروع می‌شود که نقطه‌ی آغاز است...


آدم دلش می‌خواد آماسِ دست‌هاشو بترکونه تا صدا بده، اما صدا نمی‌ده. دست‌هاش رو همیشه مخفی می‌کنه و به هیچ‌کس نشون نمی‌ده، مثل لبخندهاش، دندون‌هایش، مثل دلش، مثل خیلی جاهای دیگه‌اش.