ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

زندگی | دل‌خوشیِ ساده‌لوحانه‌ای‌ست | لبخندی‌ست | از سرِ رضایت و تسلیم | که بر چهره‌ام نمی‌نشیند شبنم آذر |  خونماهی

خود

چرا كه انسان‏ نخست مى‏‌ميرد، سپس به دنبال مرگش مى‏‌گردد و سرانجام آن را مى‏‌يابد، برحسب اتفاق، در مسير پرمخاطره نورى به نور ديگر، و به خود مى‏‌گويد: عجب، پس اين بود فقط.  


د آدم خوبی‌ست. چون حتی در خیالش هم دروغ نمی‌گوید، حتی به خودش. وقتی در تاکسی نشسته و به سمت آ می‌رود، روندِ سکس را مرور می‌کند. هیچ لحظه آلتش را از چیزی که هست بزرگ‌تر در نظر نگرفته. و وقتی آ در خیالش به او می‌گوید «کیر گنده‌تُ بکن تو کس کوچولوم»، کیرش می‌خوابد از دروغی که در خاطرش است.


وقتی خانه شلوغ می‌شد از مهمان، به حیاط می‌آمد و فکر می‌کرد. به خودش. سیگار هم می‌کشید که اگر کسی درِ بسته‌ی اتاق پذیرایی را باز می‌کرد و می‌پرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار می‌کشم. نمی‌شود که به کسی گفت دارم فکر می‌کنم. مضحک به نظر می‌رسد.


معمولاً دخترها دوست دارند چشم‌های مرد هنگام معاشقه باز باشد. که مبادا در ذهن، معاشقه با فرد دیگری را تجسم کند. اما آ عاشق چشم‌های بسته‌ست. ناخودآگاه ترجیح می‌دهد مردِ روی او فکر کند آنجلینا جولی را می‌کند و در اوج است، تا اینکه ببیند آ را می‌کند و آنچنان در اوج نیست.