ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

صدای مرغابی‌ها می‌آید که دارند توی آب‌نما شنا می‌کنند. نمی‌دانم چرا این‌قدر اصرار دارد که آدم‌های مجرم را تبرئه کند. انگار می‌خواهد از همه فرشته بسازد. هی توی ذهنش صیقل‌شان می‌دهد تا دست آخر فرشته‌ای شوند بی‌گناه. برای او توی نمایشنامه دنیا این نقش را نوشته‌اند... نسیم خلیلی |  خواب پروانه ای بر لب های تفنگ

خواستن

وقتِ دنیا اومدن بچه‌هاتون فریاد بزنین. بذارین مردهاتون تا اون‌جایی که می‌شه بترسن. بذارین خیال کنن بزرگترین گناه دنیا رو کردن وقتی از شما بچه‌هایی برای خودشون خواستن، اما خودتون از این درد لذت ببرین. به خودتون بگین اگه ده بار دیگه این درد باشه، باز سراغ این درد می‌آم. اما نذارین مردهاتون این رو بفهمن. بذارین مردهاتون خیال کُنن فقط به خاطر اون‌هاست که این درد رو بازم تحمل می‌کنین، حتی اگه ده بار دیگه‌ام باشه.


مثل بچه‌ها. روز اولی که می‌خوان بفرستنشون مدرسه. با این‌که سال‌ها دلشون می‌خواسته بزرگ بشن و مثل بقیه کفش و کلاه کنن و قاطی بقیه بشن، ولی روز اول، یه دفه وحشتشون می‌گیره و می‌چسبن به دامن مادرشون…