ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

شقاوت راستین و ترسناک اين است كه انسان يا حیوان، انسان يا حیوان‏ ديگر را ناتمام بگذارد، كه او را همچون سه نقطه در ميان جمله‌‏اى قطع كند... برنار ماری کلتس |  در خلوت مزارع پنبه

خدا

من به خدا ایمان ندارم چون تمام وجودم مایل به ایمان آوردنه! من به خدا ایمان ندارم چون‏ زيادى دلم مى‏‌خواد ایمان بيارم! من به خدا ایمان‏ ندارم چون ایمان آوردن به خدا كار آسونيه و اگه‏ ایمان بيارم زيادى خوشبخت مى‏‌شم.


اگه خدا از دنيايى كه ساخته راضيه، خداى‏ مضحكيه، خداى بى‌‏رحم، خداى متقلب، خداى‏ جنايتكار، خالق درد و شر انسان‏‌ها. همون بهتر که وجود نداشته باشه.


    به گمانم زمان جسمیتی دارد که همچنانکه ما از روی زمین خدا می‌گذریم جای پایمان را می‌گذاریم، حتماً زمان هم پا‌های غیرقابل تصوری دارد که وقتی بر تنمان می‌گذرد رد پایش می‌ماند


خدایی که مرا خلق کرد، مرا مامور کرد تا ترانه‌سرایی ایران را از حالت یکنواخت عشقی و ذوقی و تکراری که در مسیر «گل من» و «دل من» حرکت می‌کرد، به راهی بیندازم که به سطحی بالاتر برود. (نقل قول از رحیم معینی کرمانشاهی)