ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من چه‌م شده، چه‌م شده، هیچ وقت آروم و قرار ندارم، تو این پوست پیر و چروکیده‌م بیرون می جوشم و پخش می شم، از تو جمجمه‌م ، کاش ذره ذره می شدم، ذره ذره تو هوا! ساموئل بکت |  همه افتادگان

خالص

برای مدتی مغازه‌ی ساعت‌فروشی باز کردم، مغازه‌ که‌ نبود. سر و کار داشتن بیش از حد با زمان و تاریخ، افسرده‌ام می‌کرد. برای خلاصی از افسرده‌گی شغلی، عطر فروشی بهترین راه‌ حل بود. مغازه‌ نزدم. یک جعبه‌ پر از عطر برداشتم و در کوچه‌‌ها داد زدم: «عطر، عطر خالص، عطر تازه.»