ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

«آ» را که می‌کشیدم کلاهش را سرش نمی‌کردم، هر چند که گاهی احتمال می‌رفت سرما بخورد، با این حال دلم نمی‌خواست سرش کلاه بگذارم. علی عبدالرضایی |  بدکاری

حواس

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم.