ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من‏ به سوى شما آمدم، آرام سستىِ ضرب‏آهنگ‏ خونم را در رگ‏‌هايم شمردم، با اين پرسش كه اين‏ سستی آيا تحریک مى‏‌شود يا به كل خشک‏ مى‏‌شود... برنار ماری کلتس |  در خلوت مزارع پنبه

حضور

پيش‌تر هيچ بودم؛ اما حضورم را چيزی شبيه به درک می‌کردم. حواس را می‌فهميدم؛ حواس پنج‌گانه، شش‌گانه، هفت‌گانه و هشت‌گانه. از هيچ، چيزی شبيه به رنج می‌بردم. اگر آدم بودم، به اوج «بودن» می‌رسیدم.