ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  اصلاً خیلی‌هایی که غرق می‌شن فکر می‌کنم، از عمق زیاد آبه، از اینکه یه فاصله‌ای خیلی زیاد تا زمین، تا کف، زیر آب، تا اون جایی که رو نیست، سطح و ساده نیست، پیدا می‌کنن، از عمق وحشت می‌کنن، وحشت بزرگ، اون‌قدر بزرگ که فرصت نمی‌کنی برسی به جنس تَرسِت. مرجان محمدپور |  سنگ در کف رود و ۵۵۳

حسرت

اینجا سرزمین تلخی‌هاست. سرزمین حسرت‌ها. اینجا رویاها زود از یاد همه می‌رن. اینجا فردا همین امروزه. دیروزی هم نداره. یرما، اینجا باید به خیلی چیزها تن داد. اینجا سرزمین تن‌دادن‌هاست.


نفرین به اژدها. نازایی بسی به نیكبختی نزدیك‌تر است تا بارداری، و در حسرت طفلی بودن بسیار آسان‌تر از آنكه آدمی پاره‌ی جگرش را به خون دل بپروراند، از مغزش خورشی سازند گوارای شكم ماران.


دزدى از آن‌كه نمى‏‌خواهد تسلیم شود و آنچه را دارد با حسرت در صندوق‏‌هايش‏ براى لذت‏‌هاى خلوت نگه مى‏‌دارد حق است، اما هنگامى كه هر چیز خريدنى‏‌ست و هر چيز فروختنى، دزدی دور از نزاکت است.


بیشتر از آبشار دلم می‌خواهد یک دشت بزرگ بکشم پر از شقایق پر از بوته‌های گل‌های وحشی. اما نمی‌دانم چرا هر وقت این دشت را کشیده‌ام، دورتادورش را سیم خاردار کشیده‌ام. انگار چیزی همیشه آن دشت فراخ را از تو می‌گیرد. و تو خاموش و رام نگاه می‌کنی و حسرت می‌خوری.