ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ما امروزِ خود را به دیروزِ هیچ‌کس نمی‌سنجیم | که در امروزِ ما | مرگ به بهانه، انگشت در هر زخم فرو می‌بَرد | و دشمن به سلام | ناگفته‌های پاسخ را ریشخند می‌کند. ما از این راه نمی‌رویم | راهِ ما آن دور باشد که باد با لباسی آبی می‌رقصد | و عروسِ شابلوط‌ها به شادی‌اش بوسه‌ای می‌دهد. رضا صالحی مهربان |  باد با لباس آبی

تصمیم

وقتی به مادرت خیانت می‌کردم، می‌دونستم که این اشتباه‌ترین کار زندگیمه اما درست در همون لحظه وقتی به لیلا فکر می‌کردم و حرف‌هایی که بین‌مون رد و بدل می‌شد، از ادبیات تا نقاشی، از مصدق تا خمینی، فکر می‌کردم که این درست‌ترین تصمیم زندگی منه.