ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

یادم می‌آید اگر ظهر ناهار اشکنه خورده بودم، یا به همکلاسی‌هایم نمی‌گفتم، یا الکی می‌گفتم نهار خورش بادمجان داشتیم. نسیم وهابی |  یادم می‌آید

بین

    وقتی فاصله‌ی کمی بین ما بود، لب‌هایم طوری رفتار می‌کردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام می‌دادم یا گفتگو می‌کردم، بلکه با همه‌ی حس وجودم مخاطب او می‌شدم. و صدایش را نه با گوش‌ها و شنوائیم می‌شنیدم که انگار با پوست تنم می‌شنیدم و معنا می‌کردم