ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

در زندگی هر کس يک نقطه‌ی بدون بازگشت وجود دارد و در موارد خيلی کمی نقطه‌ای است که ديگر نمی‌توانی جلوتر بروی، وقتی به آن نقطه رسيديم تنها کاری که می‌توانيم بکنيم در آرامش پذيرفتن واقعيت است. هاروکی موراکامی |  کافکا در کرانه

بوته

او را "نیلوفر" نامیده بود و خود را بوته‌ای پنداشته بود از خار یا گندم . چه بسیار دیده بود "نیلوفر"هایی را که به ساقه‌ای پیچ خورده و آن را "عاشقانه" در آغوش همه‌ی خود گرفته بودند...


بیشتر از آبشار دلم می‌خواهد یک دشت بزرگ بکشم پر از شقایق پر از بوته‌های گل‌های وحشی. اما نمی‌دانم چرا هر وقت این دشت را کشیده‌ام، دورتادورش را سیم خاردار کشیده‌ام. انگار چیزی همیشه آن دشت فراخ را از تو می‌گیرد. و تو خاموش و رام نگاه می‌کنی و حسرت می‌خوری.