ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

سر می‌خورم به سطح آب | زن خدا لای سرب‌های سیال | ذخیره می‌کنم نور و هوا، فرو می‌روم نیزه‌های شفاف | می‌شویدام نور و آب، تیرگی و زن خدا  شیوا شکوری |  نه

برابر

  وقتی می‌بینم دیگر کسی انتظار مرا نمی‌کشد، وقتی نیاز کسی را به خودم، نه به همسر بودنم، نه به مادر بودنم، نمی‌بینم، یکهو انگار در برابر چشم‌های گشاد خودم و دیگران گم می‌شوم. درست مثل روزهای کودکی که هر بعداز ظهر، میان کاه‌های زیرشیروانی انبار گم می‌شدم و هیچ کس، هیچ کس، دنبالم نمی‌گشت.