ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

به رویا یا کابوسی که زمانی نامعلوم دیده‌ام فکر می‌کنم. در آن رویا داشتم عاشق زنی می‌شدم و در آن کابوس آن زن را کشتم و فکر می‌کنم منجی او بودم. ابوتراب خسروی |  کتاب ویران

بدبیاری

لازم نیست اتفاق عجیبی بیافتد که‌ بفهمی‌ روی سکه‌ی شانس نیستی. کافی‌ست حس بدبیاری را درونی کنی، بعد خودش می‌آید، حتا از لابه‌لای مکالمه‌ی‌ دو آدم ناشناس. بیشتر آدم‌ها از این می‌ترسند به‌ جایی برسند که‌ بعداً از خودشان بدشان بیاید. آقای حسینی بیشتر از این می‌ترسد که‌ هرگز نتواند به‌ خودش تبریک بگوید.