ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

ببينين چه‏‌جورى دارين به من نگاه مى‏‌كنين. من ديگه‏ نمى‌‏تونم صبر كنم، من ويرانم، من لت و پارم، شما من رو کور مى‏‌كنين، شما يه الماسين، الماس منين... هارولد پینتر |  خیانت

بخشیدن

آن روز اولین بار بود که دانستم میان دو تن باید مکالمه باشد، یک جور شاعرانگی اندام‌هاست و قرار نیست کلمه خطابه‌وار بریزد بر اندام دیگری. می‌خواستم بدانم تن تو چه کلماتی به من می‌بخشد. دیگر دانسته ‌بودم چطور باید جز به‌ جز کشفت کنم و بفرستمت به حافظه‌ی اندام‌هایم، تا انگشت کوچک دستم و حتا تاری از موهایم هم تو را در خودشان ثبت کرده ‌باشند.